السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
31
تفسير هدايت (فارسى)
ب : موسى از خود گذشت و به سخن گفتن دربارهء بنى اسراييل پرداخت ، بدان گونه كه بحث دربارهء يك قضيهء محدود به بيان ريشههاى آن كشيده مىشود ، و بنا بر اين شايسته چنان است كه فرد رسالى با سخن گفتن در موردى كه ستمكاران از آن سخن مىگويند ، گرفتار خطا نشود و دربارهء خود سخن نگويد ، بلكه از ريشههاى دشواريها بنا بر برنامهء اعلام شدهء مستقل خود بحث كند و از دردهاى همهء ملت و امت سخن بگويد . تنها اينان نمايندگان مردمند ، و بر عهدهء ايشان است كه به نام مردم و از احساسات و خواستههاى ايشان سخن بگويند . / 32 [ 23 ] فرعون از توسل جستن به قضاياى انحرافى سودى به دست نياورد ، بدان سبب كه موسى با حجتى بليغتر به سراغ او آمده بود ، و به همين روى ناگزير از پرداختن به جدل در پيرامون رسالت شد ، و از سياق سخن آشكار است كه او روش استهزاء را وسيلهاى براى ادامهء مجادلهء خويش قرار داده بود . « قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ - فرعون گفت : پروردگار جهانيان چيست ؟ » نگفت كه : رب العالمين كيست كه اين نمايندهاى از جهل مفرط و روش ريشخند آميز او است ، و شايد از ماهيت خدا پرسش كرده باشد ، و موسى به راه او نرفت ، بدان جهت كه شناخت ذات خدا محال است . [ 24 ] موسى در دعوت به خدا از راه عرضه كردن آيات او پيش رفت ، و گفت كه نادانى ايشان نسبت به خدا برخاستهء از نقصى در خود ايشان است . « قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ - گفت : پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنها است ، اگر يقين داشته باشيد . » بدين گونه شايسته است كه انسان مؤمن براى استدلال دربارهء وجود پروردگارش به آيات و افعال او توسل جويد ، و اين روشى است كه پيامبران به كار مىبردهاند . در حديثى مأثور از امير المؤمنين در صفت خداوند سبحانه و تعالى چنين آمده است :